محل تبلیغات شما

 

یادداشت کردن را از ابتدایی ترین خط‌هایی که نیاکان‌مان بر در و دیوار غارها یا روی سنگ‌های میان دشت‌ها کشیده‌اند، به ارث برده‌ایم. پیدا نیست که برای آنها چند خط موازی یا یک مربع و مثلث کشیده شده روی یک سنگ یادآوری برنامه‌ای کاری بوده، یا فهرستِ انواع (یا تعداد) شکارهای آن روز خاص در زندگی‌شان. اما امروزه نوعی از نوشتن هم داریم که فراتر از اقلام خریدِ روزانه یا نامه‌ای برای یادآوری غذای مانده در یخچال، نشان از تغییراتی بزرگ در وجود نگارنده است، تغییراتی که او را وادار می‌کند چیزی را ثبت کند و این ثبت، دل نگارنده‌اش را راضی می‌کند. شاید خطوط انسان اولیه هم کمی از بار ذهنی‌شان می‌کاسته است. 

در میان لحظاتی که نوشته‌ام یا میل به نوشتن داشته‌ام، لحظه‌هایی هستند که فشار بیشتری برای ثبت فکر و دغدغه‌هایم بر دوش خود احساس کرده‌ام. گاهی این نگارش صورت گرفته و طعم و تاثیر آن لحظه را در خود ماندگار کرده، تا جایی که هنوز خواندن چندین بارهٔ آن نوشته چیزی را در درونم زنده می‌کند. اما گاهی موضوع آنقدر سخت و متراکم بوده که نتوانسته‌ام خودم را از میانش بیرون بکشم و بعد بیایم بنشینم و سر فرصت براندازش کنم و شرحش دهم. 

مشخص‌ترین این اتفاقات تولد فرزندم بود. اتفاقی که من را از آدمی معمولی به پدر ارتقاء می‌داد. بارِ وارد کردنِ فردی جدید در میان جامعهٔ بیش از هفت میلیارد نفریِ انسانی بر دوش من بود، و انتخابی دشوار: آیا به مرحلهٔ بعدی یک بازی سخت و نفس‌گیر و غیر قابل پیش‌بینی (که از پشت صفحه‌ای الکترونیکی نیست و با گوشت و پوست و روح و روان‌تان در گیر آن خواهید بود و در آن فرصت تکرار ندارید) می‌روید؟ ۱.بله. ۲.خیر. من گزینهٔ ۱ را انتخاب کرده بودم و با کلیک روی آن، بازی شروع می‌شد و من فرصت این را نداشتم که هم زمان هم درگیرِ آن باشم و هم نظرم را درباره اش بنویسم. صدای نوزادی که از روی گرسنگی فریاد می‌کشد بدون اغراق می‌تواند الهام‌بخش نگارش صدها صفحه باشد؛ اما به جای نوشتن باید به فکر سیر کردن شکمش باشی، چون تا بیایی چند سطر بنویسی، کار از دستت در رفته است. موضوع گرسنگی یا نیاز به تعویض لباس کثیف و گرفتن بادگلو بعد از صرف شیر که جای خود دارد و تمامی پدر یا مادر بودن را به کار می‌گیرد و اصلاً شوخی‌بردار نیست. من حتی نتوانستم یک بار گریه کردنش را، یا یک بار با گریه از خواب بیدار شدنش را کامل با دوربین ثبت کنم، چون به محض شروع گریه‌اش فیلم را قطع می‌کردم تا به دادش برسم. قطعاً یک دقیقه بیشتر گریه کردن خطر جدی‌ای برای فرزندم نداشت، اما من دوست داشتم آن لحظه را زندگی کنم، تا اینکه برای کسی توضیحش دهم، یا ثبتش کنم. حالا ممکن است اگر تلاش کنم بتوانم بخش‌هایی از آن تجربه را بازسازی کنم، اما قطعاً این بازسازی نمی‌تواند تاثیر گزارشی زنده و لحظه به لحظه از واقعه را داشته باشد. 

یک سر دیگرِ این رشتهٔ تولد فرزند، مرگ پدر است. در مورد درگذشت پدر هم درگیری‌ها آنقدر زیاد بود که دوباره ترجیح می‌دادی واقعیت آن لحظه را لمس کنی تا بنشینی کنار و توضیحش دهی: تب و عفونت ریه و تنفس سخت و آزاردهنده‌اش که امانش را بریده بود و بیچارگی و ناتوانی ما در کمک به او، در لمس ِ دردی که احتمالاً می‌کشید و نمی‌توانست بیان کند یا ومی نمی‌دید؛ نگاهی که از چگونگی و معنی آن هیچ چیز نمی‌دانیم و فقط شاهد آن بودیم؛ فکر کردن به این که آیا آخرین لحظه‌هایی که هوش و حواس داشته به چه می‌اندیشیده؟ و بسیاری موارد دیگر که ما را نسبت به او پشت دیوارِ شیشه‌ایِ دیدن و ندانستن و نتوانستن قرار می‌داد. 

من اینجا دو موضوعی را که تاثیر بزرگتری بر من داشته‌اند، مثال زده‌ام، اما این‌ها تنها مواردی نیستند که بر زندگی من و چگونگی نگاه به آن تاثیر گذاشته‌اند. هر فردی به فراخور سن و شرایط زندگی‌اش تجربه‌هایی دارد که در نظر او اهمیت دارند و بر او و مسیر زندگی‌اش تاثیر گذاشته‌اند. در این گونه موارد اگر فرصت نوشتن یا تجزیه و تحلیل ذهنی اتفاقات پیرامونی دست ندهد، آدم احساس می‌کند کار نیمه کاره‌ای دارد که وبال گردن اوست. 

البته از زاویه‌ای دیگر، همۀ این اتفاق‌ها و اطلاعات مربوط به آن‌ها در وجود آدم ثبت می‌شود، اما نه از آن گونه که بتوانیم به متن آن رجوع کنیم و از چند سطرش رونوشت برداریم. بلکه به نسبت میزان گذر از این دالان های تو در تو، و خصوصاً (و بیشتر) به میزان اندیشیدن به این وقایع و تعیین تکلیف خودمان با آن‌ها، آدم متفاوتی می‌شویم و شیوۀ رو در رو شدن‌مان با پیش‌آمدهای بعدی، تغییر خواهد کرد.  

خوش‌بختانه یا شوربختانه، چه بنویسیم و چه ننویسیم هیچ چیز از زندگی‌مان پاک نخواهد شد: ممکن است فراموش شود یا فراموشش کنیم، اما اثرش همواره باقی است. 

 

9 - شب یلدا و حافظ‌خوانی

8 - مِهر و مغالطهٔ مادری!

7 - از رساله ی آداب وبلاگ نویسی

تاثیر ,یک ,لحظه ,نوشتن ,می‌کند ,فرصت ,سخت و ,که از ,لحظه را ,آن لحظه ,را از

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

MohammadKafiliTranslator الوصیه ... وصیت نامه